زنگ تفریح!

 

قبلن هم گفتم کمتر پیش میاد از وبلاگی خوشم بیاد یعنی درهم سر نمیزنم یه تعداد مشخصه که به دلیل ویژگی های خاصشون بهشون سرمیزنم .جالبه چندتا از اونایی که خیلی مشتاق بهشون سر میزدم در بدو علاقه مندی من یا خودشون رفتن یا برچیده شدن!موند این چندتا انگشت شمار که میبینم یکیشون مدتیه به قول شعری که گذاشته سنگ بردهان نهاده!اون یکی هی میره سفر و میاد.یکی شون چون قبله عالم هستن!ماهی یه بار چندخط اپ میکنن!یکیشون میره سفر خوشش میاد برنمیگرده!اون یکی اونقد مشغله داره که یاسمن توش گمه گاهی یک چهارم یه تحقیقو میذاره بقیه شو باید حدس بزنیم!دیگری پروزه کم میاره!یکیشون هی حالش گرفته میشه میگه هوای حوصله ابری و این چیزاست .خلاصه..........به در بسته میخوریم!

شاید بازم گفته باشم من وبلاگو به خاطر ارتباط دوسویه ش دوس دارم و این صرفن نظربازی!(کامنت)نیست نوشتن مطلب هم هست(آژ)بخونین آپ!!مردم از بس اصلاح کردم!(با این حوصله ای که من دارم فک نکنم معطل حسابرسی به اعمالم در اون دنیا بمونم میگم قبوله بابا بدین پرونده مو برم جهنم!)

به جان خودم دلم خوش نیست از ناخوشی پناهنده عالم مجازی شدم .منم خیلی غصه وگرفتاری دارم ولی اینجا زنگ تفریح منه .حالا دلتون میاد ازم بگیرین؟

 

حس خوب!کاش اینجا بودم ........گل من گوهر من کاش .............

ترانه امروز:دریا ناصر چشم آذر        

پ.ن. باز امروز درجهنمی از استرس دارم دستو پا میزنم!    

 

آه.....خدارو شکر.....................

امروز دوتا خبر داغ دریافت کردم !میرسم خدمتتون...............

 

پ.ن.باز این پرشن قاط زده :این کلمات کلیدی بیربطو خودش میذاره اون پایین!تعجب 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

/ 18 نظر / 105 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رهگذر

من میمیرم واسه زنگای تفریح چایی و نیم ساعتی از شلوغی بچه ها فرار کردن [لبخند]

سبک سر

سلام لیلا جان سنگ رو از دهنم در آوردم. اما کاش در نمی آوردم... هر وقت می یام وبلاگ تو، حس مثبتی بهم می ده. حتی وقت هایی که حالت زیاد جا نیست و شاید کلافه ای. تو عادت نداری همه ی پنجره ها رو ببندی و پرده ها رو بکشی. همیشه روزنه ای اینجا هست. بیشتر از روزنه. پنجره ای...

يك سبد زندگي

خب مي بيني كه من دختر خوبي ام و اغلب حاضرم فقط مشكل اينه كه مطالبم زياد به درد بخور نيستن كه اونم به بزرگي خودتون ببخشين ديگه[نیشخند] براي منم وبلاگم زنگ تفريحم هست يا بهتر بگم همون زنگ تنفس. اگه نيام اينجا يه نفسي بكشم قطعا خفه خواهم شد[ناراحت] اون پرونده جهنمت هم خيلي باحال بود[خنده]

باران

سلام لیلا خانم من که عاشق این عکسایی هستم که تو پستاتون میزازین ...مث همین منظره اردکها ... انرژی مثبت میده در حد تیم ملی ! خداوند شما و خانواده محترمتان را با روحیه و سلامت بدارد و استرس ها را بدور از شما تا برای دوستان بنویسید و انرژی پخش بفرمائید. کاش عمری باقی باشه و به آرزوی خانه رویایی همه مان برسیم ...

سحر

سلام لیلاجون [قلب] دوستان در مورد وبلاگتون نوشتن.... منم خواستم یه مورد رو اضافه کنم... اینجا تنها وبلاگیه که من کامنت هاشم رو دوست دارم و تک تک می خونم.. درحالی که بعضی از دوستان رو اصلاا! نمی شناسم![گل]

پردیس

سلام . وبلاگ زیبایی دارین من عاشق این جور وبلاگا با خوردنیهاش هستم . دوست داشتین به من هم سر بزنید . اگه برا تبادل لینک آماده اید لطفا خبر بدین.

فریبا

سلام لیلاجون[رویا] خسته شدم از بس که مردم[سبز][گریه] بابا جون شدم آمریکا هرکسی فریاد داره سر من میکشه! من هم مثل این دیونه ها پیش دلم میگم ول کن بابا حالا طرف عصبانی بوده یک حرفی زده دیگه "بهترین کار اینه که ببخشیش" ولی حالا بیا برو ته دلم دلم میگه غلط کردن مگه دیواری کوتاه تر از دل تو پیدا نمیشه که همه سرت خراب میشن [عصبانی] خلاصه خواهر جون نگو که دلم پره [چشمک] لیلاجون زنگ تفریح هر روز من اینه یکبار صبح یکبار عصر بیام پشت پنجره تون وایسم تا پشت پنجره روی ماهون را ببینم خانه ات سبز و آباد - دلت شاد و بی غم - فکرت پر از ایده های جدید - و قلمت به سبزی سرو آزاده و رها حالا راستی کی گفته که پرونده ات رو بدن به دستت با پای خودت بری جهنم [متفکر] خانوم کجای کاری پرونده ات در اجراست و تو جهنم مشغول سوختن نمیدونم حواست کجاست داری جزغاله میشی و خودت خبر نداری [خنده]

یامور

اینجا زنگ تفریح قشنگ و دلنشینیه .... هم برای خودت و هم برای ماها ....[لبخند] پست قبلی پرید[تعجب]

شاپرک

خب من که خیالم از هر جهت راحته این پست گلایه از من یکی نبود [نیشخند] بگرد لیلا جون شاید وبلاگهای خوب بازم باشن من به این خوشکلی جلوت پر پر میزنم چرا نمی بینی [فرشته] از شوخی که بگذریم من شخصا بخاطر فرار از دنیای واقعی و آدمهای رنگارنگش به دنیای مجازی رو آوردم که هر روز هم می بینم وبلاگهائی که دوستشون داشتم یکی پس از دیگری خاموش میشن .

بهار

لیلای عزیز مرسی که به خانه وبلاگم مهمان شدی به لطف .. جالب است که با پست اخیرت با تو آشنا شدم و سخت گیری ات در خواندن که خیلی هم خوب است ... و من هم متاسفم برای وبلاگهای خوب که هی خداحافظی می کنند هر کدام به طریقی ... و این خانه های انگلیسی در آن هوای ابری نمناک و عطر گلهای وبلاگت که خیلی مرا بهاری کرد .... امیدوارم استرست برطرف شده باشد ...