باغ رویایی من

در ادامه اون مطلب مزرعه داری من یه باغم بهش اضافه کنین !تو این باغ این درختارو حتمن میکارم:

یه درخت سیب  گلاب   :که یاداور بچگیهامه .گفته بودم روزای تابستونمو رو درخت سیب!می گذروندم.وشکوفه های قشنگش و عطرش

 

 

2.یه درخت خرمالو:تا زمستونا مثه چراغ زیر برف بدرخشه و به زمستون غمگین رنگ زندگی بده

3.

3.یه درخت آلو سیاه:که یاداور اولین محل خدمتمه روستایی  که در دل کوه بود و ماه مهر با شروع پاییز مردمش میرفتن آلو چینی و  غروب برمی گشتن.

 

 

 

4.یه درخت پرتقال و لیمو:به خاطر عطر برگها و  شکوفه هاش و خاطرات زیبایی که از شمال دارم

 

 

 

 

5.یه درخت آلبالو:برای زنده نگه داشتن خاطره خونه خاله جانم

 

6.یه درخت توت :علی رغم پشه هاش توتو خیلی دوس دارم چون منو یاد درخت توت همسایه مون دربچگی میندازه که برامون تو سینی برنجی با تزیین گل محمدی می فرستاد

 

 

 

 

7.یه درخت مو:برنامه دلمه برگ ردیف باشه!

 

 

 

8.یه درخت بلوبری:واسه رنگ زیباش در دسرها و شربت ها

 

 

 

 

9.درختچه های یاس بنفش :به خاطر عطرش و خاطرات کودکی

 

 

10.یاس رازقی:در سردر ورودی از عطرش مست خواهین شد.

ادرس؟کوی بهشت!جایی که آب و هوای سردسیرو گرمسیرو باهم داره .جایی که اثری از کودهای شیمیایی ....بیماری های سخت........سوژه های برنامه ماه عسل......سونامی ژاپن.......قحطی سومالی.......آشوب و شورش ملت ها علیه دیک تاتوری........خونریزی و بهره کشی نیست..............

پ.ن.شازده پسر نصفه شبی کنسرت یانی رو گذاشته .یه تیکه ش اصطلاحن سوالو جوابه.یعنی یکی فلوت میزنه یکی در پاسخش می خونه !

پ.ن.دلتون واسه پی نوشتای عجیب غریبم تنگ نشده بود؟

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

روزگار یست شیطان فریاد می زند       آدم پیدا کنید سجده خواهم کرد!                            پ.ن.پستهایی مثه مورد بالا گرچه بسیار رویایی و دور از دسترس به نظر میان ولی اعتقاد من اینه حس خوبی به خواننده منتقل میکنه .حسی که شاید واسه یه لحظه زودگذر ناراحتی و فشارو فراموش میکنه :چیزی که در عصرامروز گریبانگیر همه ماست.  

 

 

 

 

 

dreams can come true    

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

/ 29 نظر / 68 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آبی

با عکسات زندگی کردم و سایه های خنک درختا و درختچه را حس کردم. شادزی دوستم[گل][لبخند]

امیلی

به... چه باغ رویایی قشنگ و خوشمزه ای[نیشخند] از تصورش هم دلم غنج رفت[چشمک]

سحر

واووو.... چه بهشتیی[قلب] ممنون واسه سخاوت و اعتمادتون که ما رو هم به بهشتتون دعوت کردین [چشمک][گل] نمی دونم چرا راااحت رفتم توی باغتون قدم زدم و لذت برم.. بدون اینکه فکر کنم ممکنه گربه ای اونجا باشه!! [متفکر]

فرزان

ولی آی حال میده "ضد حال"[نیشخند] باور کن قرار بود اینو برات خصوصی بذارم چون وسط نوشتن گفتم الآن می گه بازم ضدحال خلاصه تو همین عوالم بودم ..که یهو دیدم کامنتم نیست..[خنده]

يك سبد زندگي

بله ما كه كلي بهمون حس خوب منتقل شده و امروز با آقاي همسر هم در مورد باغ شما صحبت مي كردم[نیشخند]

سهند

اینجا کجاست ؟ بهشت ؟

شهین

نسل دهه 40 دیگه چرا سوخته؟

باران بهانه بود

ممنون .فقط یه مادر می تونه اینهمه امید به ادم بده .عجب صفایی داشت باغ شما مرسی

فاطمه

دوست من سلام . وب لاگ فوق العاد ه اي دارين . زنگ تفريح تعبير قشنگيه واسه وب لاگ نويسي . خوشحال ميشم به وب لاگ منم سري بزني . خيلي انرژي مثبت گرفتم ازت . اميدوارم موفق باشي و پيروز